تبليغاتX
گروه کوهپیمایی جوانی لمتر . رامسر .

فصلی که به واقع بهار کوهنوردی است.بسیاری از کوهنوردان کل سال را منتظر زمستان و صعودهای زمستانی می مانند و برای این فصل برنامه ریزی میکنند.

واقعا هم کوهنوردی در زمستان لذت خاص خودش را دارد.سفیدی محضی که لطافتی خاص به طبیعت می دهد در کنار شرایط سختی که هر لحظه ممکن است جان کوهنورد را به خطر بیندازد.

کوهنوردی در زمستان آبستن خطرات زیادی است که لازم است کوهنورد قبل از شرکت در برنامه زمستانی از این خطرات آگاه گشته و برای پیشگری از آن اقدام نماید.

در این مطلب سعی کرده ام مطالبی را که به ذهنم رسید در این باره بیان نمایم.امیدوارم برای خوانندگان عزیز مفید واقع شود.

لازمه کوهنوردی فنی در زمستان دقت بیشتر و رعایت نکات ایمنی و همچنین تدارک مناسب است . هنگام بستن کوله خود برای یک برنامه زمستانی ( خواه فنی خواه ساده ) باید به یاد داشته باشیم هیچوقت نمی توان با قاطعیت در زمستان طول یک برنامه را پیش بینی نمود. به همراه داشتن لوازم زیر در زمستان در کوله هر کوهنوردی در برنامه های کوتاه ایمنی او را بالا می برد:
فلاسک مناسب با روکش : یک نوشیدنی گرم می تواند در شرایط بد نیرو و انرژی شما را به حد چشم گیری بالا ببرد. حتما فلاسک خود را داخل یک کاور فوم عایق و یا حد اقل یک جوراب پشمی مناسب قرار دهید . این کار گرمای فلاسک شما را تا مدت زیادتری حفظ می کند.
یک وعده اضافه غذای کنسروی : مدت برنامه شما هر چه باشد یک وعده غذا بیشتر با خود به همراه ببرید. وجود یک کنسرو چندان کوله شما را سنگین نمی کند اما اگر لازم شد می تواند انرژی کافی برای فعالیت را به ما بدهد.
به همراه داشتن آب کافی: در زمستان بدن کوهنورد بسیار بیشتر عرق می کند( هر جند این امر خیلی محسوس نیست ! ) اما نوشیدن آب کافی می تواند روند چرخش خون شما را مناسب تر نماید.
دستکش و کلاه اضافه : اگر در طوفان مدت زیادی مجبور بودید از سنگ ها صعود کنید یا تبر یخ در دست داشته باشید کم کم دستکش شما یخ می زند. آن را قبل از اینکه دستانتان سرد شوند با جایگزین خشک تعویض کنید. می توانید دستکش یدکی را داخل لباس خود بگذارید تا با دمای بدن شما گرم شود.
چراغ پیشانی مناسب با باتری اضافه : بهمراه داشتن یک چراغ پیشانی مناسب سبک همواره در تاریکی زود رس زمستان چاره ساز بوده است . قبل از عزیمت به کوه باتری را مورد بازبینی قرار دهید و حتما باتری زاپاس همراه داشته باشید.
پریموس و ظرف : فلاسک شما هر چقدر خوب باشد باز ظرفیت محدودی دارد. بهمراه داشتن چراغ گاز مناسب در بیتوته های اجباری می تواند کارساز باشد. 
یک زیر انداز با اندازه مناسب : اگر مجبور به بیتوته شدید یک زیر انداز عایق بخوبی مانع تماس بدن شما با زمین و در نتیجه حفظ دمای بدن شما می شود.

لباس گرم اضافه: هیچگاه به لباسی که حین صعود به تن دارید اکتفا نکنید. این لباس حین صعود بعلت تعریق بدن نمدار می شود و هنگام استراحت شما را سرد خواهد کرد. به همراه داشتن کت پر - نیم کت و یا یک دست پلار مناسب می تواند در زمان ایستادن و استراحت شما را به خوبی گرم کند.
روکش دستکش: دستکش های پلار و پشمی در هر حال خیس می شوند. یک جفت روکش دستکش می تواند دستکش های زیری شما را مدت بیشتری گرم نگاهدارد.
یک جفت جورب اضافه : در صورت خیس شدن جوراب ها می تواند شما را گرم کند و همچنین در هنگام بیتوته ( بیواک) حتما جوراب خود را قبل از رفتن داخل کیسه خواب عوض کنید.چون جورابی که با آن صعود کرده اید ممکن است بواسطه عرق کردن پا ،کمی نمناک باشد و این نم ممکن است به سرمازدگی پایتان منجر شود.
عینک مناسب: عینک زمستانی در کوه باید دارای حفاظ دور چشم برای جلوگیری از نفوذ باد و بوران باشد.همچنین عدسی عینک باید حتما مناسب با نوع فعالیتی باشد که در حال انجام آن هستید.
طناب انفرادی و کارابین : به هر حال کاربرد خاص خود را دارند. و اگر روزی مورد نیاز باشند و در کوله نباشد به ارزش آن پی می بریم !!
نیمه یخ شکن :در مواقعی که برف خیلی سفت باشد که امکان سر خوردن و یا در معابری که بدلیل عبور و مرور زیاد سطح برف لیز شده استفاده از یخ شن یا کرامپون (بسته به نوع برنامه) واجب است.
باتوم راهپیمایی: وسیله سبک و کارا در برف کوبی و همچنین بیمه کننده دراز مدت سلامت زانوهای شما. آنرا هیچگاه از فهرست لوازم خود حذف نکنید.
سوت : برای پیام دادن به دیگران در هنگام مه و برف گیجه هیچ وسیله ای بهتر از آن اختراع نشده است . توجه کنید سوتی که بهمراه می برید از آن دست  سوت های موسوم به پیش آهنگی باشد که مانند استوانه داخل آن خالی است. مدل های دیگر سوت در سرما یخ می زند!
قبل از حرکت تمام زیپ ها بست ها و سگک های کوله پشتی - گتر - لباس های بادگیر خود را چک کنید. و از صحت عملکرد آن ها مطمئن شوید.
همچنین بازبینی کفش قبل از صعود و ترمیم آسیب های احتمالی آن خالی از فایده نخواهد بود.
به همراه داشتن 20 تا 30 متر "نیم طناب " می تواند در مکان های لازم ؛ حمایت مناسب را برای نفرات ضعیف تر محیا کند. با یک کلنگ و استفاده از کارابین می توان در یک شیب تند نفرات را به سرعت حمایت نمود. ( توجه داشته باشید نقش این حمایت بیشتر جنبه روانی دار
د

+ نوشته شده توسط اعضای گروه در شنبه هشتم بهمن 1390 و ساعت 18:58 |
+ نوشته شده توسط اعضای گروه در شنبه هشتم بهمن 1390 و ساعت 18:51 |
+ نوشته شده توسط اعضای گروه در شنبه هشتم بهمن 1390 و ساعت 18:30 |

*********************

قهرمانی تیم فوتسال پایگاه مقاومت شهدای لمتر را در مسابقات جام قهرمانی پایگاههای مقاومت بسیج محلات را مسر را تبریک می گوییم.

+ نوشته شده توسط اعضای گروه در پنجشنبه سوم آذر 1390 و ساعت 21:34 |
الله مدد الله مدد  يا رسول الله مدد

براي ديدن تصوير ادامه مطلب را كليك كنيد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اعضای گروه در جمعه بیست و هشتم مرداد 1390 و ساعت 12:31 |
 

 

 یک سوال!
چه چیزهایی باعث ترشح هورمون شفابخش اندورفین یا همان هورمون تقویت‌کننده سیستم ایمنی می‌شوند؟
بله، درست است! ورزش و خندیدن، البته امیدوارم که هر دو را دوست داشته باشید.
اگر می‌خواهیم سالم باشیم باید خندیدن و ورزش را در برنامه روزانه خود داشته باشیم.
خندیدن آسانتر است. لازم هم نیست حتما چیز خنده‌داری پیدا کنید، فقط جلوی آینه بایستید و شروع کنید به خندیدن!
حتی خنده‌های غیرواقعی هم باعث ترشح اندورفین می‌شود و در پیشگیری از بیماری‌ها موثر و کمک‌کننده است.


 

+ نوشته شده توسط اعضای گروه در جمعه بیست و هشتم مرداد 1390 و ساعت 11:42 |
هر زمان شایعه‌ای را شنیدید و یا خواستید شایعه‌ای را تکرار کنید این مطلب را در ذهن داشته باشید!
در یونان باستان سقراط به دلیل خرد و درایت فراوانش مورد ستایش بود.
روزی فیلسوف بزرگی که از آشنایان سقراط بود با هیجان نزد او آمد و گفت: سقراط می‌دانی راجع به یکی از شاگردانت چه شنیده‌ام؟
سقراط پاسخ داد: لحظه‌ای صبر کن. قبل از این که به من چیزی بگویی از تو می‌خواهم آزمون کوچکی را که نامش سه پرسش است پاسخ دهی.
مرد پرسید: سه پرسش؟
سقراط گفت:بله درست است. قبل از این که راجع به شاگردم با من صحبت کنی، لحظه‌ای آنچه را که قصد گفتنش را داری امتحان کنیم.
اولین پرسش حقیقت است. کاملا مطمئنی که آنچه را که می‌خواهی به من بگویی حقیقت دارد؟
مرد جواب داد: نه، فقط در موردش شنیده‌ام.
سقراط گفت: بسیار خوب، پس واقعا نمی‌دانی که خبر درست است یا نادرست.
اسم پرسش دوم پرسش خوبی است. آنچه را که در مورد شاگردم می‌خواهی به من بگویی خبر خوبی است؟
مرد پاسخ داد: نه، برعکس…
سقراط ادامه داد: پس می‌خواهی خبری بد در مورد شاگردم که حتی در مورد آن مطمئن هم نیستی بگویی؟
مرد کمی دستپاچه شد و شانه بالا انداخت.
سقراط ادامه داد: و اما پرسش سوم سودمند بودن است. آن چه را که می‌خواهی در مورد شاگردم به من بگویی برایم سودمند است؟
مرد پاسخ داد: نه، واقعا…
سقراط نتیجه‌گیری کرد: اگر می‌خواهی به من چیزی را بگویی که نه حقیقت دارد و نه خوب است و نه حتی سودمند است، پس چرا اصلا آن را به من می گویی؟

با تشکر از آقای آرین رضاخانی

+ نوشته شده توسط اعضای گروه در دوشنبه نهم خرداد 1390 و ساعت 13:54 |

روزگاری یک کشاورز در روستایی زندگی می‌کرد که باید پول زیادی را که از یک پیرمرد قرض گرفته بود، پس می‌داد.
کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلی‌ها آرزوی ازدواج با او را داشتند. وقتی پیرمرد طمعکار متوجه شد کشاورز نمی‌تواند پول او را پس بدهد، پیشهاد یک معامله کرد و گفت اگر با دختر کشاورز ازدواج کند بدهی او را می‌بخشد، و دخترش از شنیدن این حرف به وحشت افتاد و پیرمرد کلاه بردار برای اینکه حسن نیت خود را نشان بدهد گفت: اصلا یک کاری می‌کنیم، من یک سنگریزه سفید و یک سنگریزه سیاه در کیسه‌ای خالی می‌اندازم، دختر تو باید با چشمان بسته یکی از این دو را بیرون بیاورد. اگر سنگریزه سیاه را بیرون آورد باید همسر من بشود و بدهی بخشیده می‌شود و اگر سنگریزه سفید را بیرون آورد لازم نیست که با من ازدواج کند و بدهی نیز بخشیده می‌شود، اما اگر او حاضر به انجام این کار نشود باید پدر به زندان برود.
این گفت‌و‌گو در جلوی خانه کشاورز انجام شد و زمین آنجا پر از سنگریزه بود. در همین حین پیرمرد خم شد و دو سنگریزه برداشت. دختر که چشمان تیزبینی داشت متوجه شد او دو سنگریزه سیاه از زمین برداشت و داخل کیسه انداخت. ولی چیزی نگفت!
سپس پیرمرد از دخترک خواست که یکی از آن‌ها را از کیسه بیرون بیاورد.
تصور کنید اگر شما آنجا بودید چه کار می‌کردید؟ چه توصیه‌ای برای آن دختر داشتید؟
گر خوب موقعیت را تجزیه و تحلیل کنید می‌بینید که سه امکان وجود دارد:
۱ـ دختر جوان باید آن پیشنهاد را رد کند.
۲ـ هر دو سنگریزه را در بیاورد و نشان دهد که پیرمرد تقلب کرده است.
۳ـ یکی از آن سنگریزه‌های سیاه را بیرون بیاورد و با پیرمرد ازدواج کند تا پدرش به زندان نیفتد.
لحظه‌ای به این شرایط فکر کنید. هدف این حکایت ارزیابی تفاوت بین تفکر منطقی و تفکری است که اصطلاحا جنبی نامیده می‌شود. معضل این دختر جوان را نمی‌توان با تفکر منطقی حل کرد.
به نتایج هر یک از این سه گزینه فکر کنید، اگر شما بودید چه کار می‌کردید؟!
و این کاری است که آن دختر زیرک انجام داد:
دست خود را به داخل کیسه برد و یکی از آن دو سنگریزه را برداشت و به سرعت و با ناشی بازی، بدون اینکه سنگریزه دیده بشود، وانمود کرد که از دستش لغزیده و به زمین افتاده. پیدا کردن آن سنگریزه در بین انبوه سنگریزه‌های دیگر غیر ممکن بود.
در همین لحظه دخترک گفت: آه چقدر من دست و پا چلفتی هستم! اما مهم نیست. اگر سنگریزه‌ای را که داخل کیسه است دربیاوریم معلوم می‌شود سنگریزه‌ای که از دست من افتاد چه رنگی بوده است....
و چون سنگریزه‌ای که در کیسه بود سیاه بود، پس باید طبق قرار، آن سنگریزه سفید باشد. آن پیرمرد هم نتوانست به حیله‌گری خود اعتراف کند و شرطی را که گذاشته بود به اجبار پذیرفت و دختر نیز تظاهر کرد که از این نتیجه حیرت کرده است.
نتیجه‌ای که ۱۰۰ درصد به نفع آن‌ها بود.
۱ـ همیشه یک راه حل برای مشکلات پیچیده وجود دارد.
۲ـ این حقیقت دارد که ما همیشه از زاویه خوب به مسایل نگاه نمی‌کنیم.
۳ـ هفته شما می‌تواند سرشار از افکار و ایده‌های مثبت و تصمیم‌های عاقلانه باشد.


با تشکر از خانم رویا شادمنش

+ نوشته شده توسط اعضای گروه در پنجشنبه پنجم خرداد 1390 و ساعت 12:42 |

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اعضای گروه در چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390 و ساعت 14:0 |
بهار رامسر . نظرشمشادی

نوروز 90- نظرشمشادی

+ نوشته شده توسط اعضای گروه در دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390 و ساعت 12:26 |


Powered By
BLOGFA.COM


رامسر نیوز  -  ramsarnews